|
بچه که بودیم
روز تولدمون که می شد از یه ماه جلوتر مخ مامان و بابا رو طی می کشیدیم که
«««باید برامون جشن تولد بگیرین»»»
چه کیفی می داد
وقتی دوستای هم قد خودت یه وجبی ... با موهای تور زده و لباسهای برق برقی
می اومدن و واست بالا و پایین می پریدن و همه هم دوست داشتن که بغلت بشینن
موقع شمع فوت کردنم تنها فوتی که نصیب اون شمع بیچاره نمی شد فوت خودت بود ..
چه روزایی بود...
چند روز پیش تولدم بود
عکسام و دورم چیدم و سال به سال و با هم مقایسه کردم و هی با خودم می گفتم
««واقعا این منم؟؟؟؟؟»»»
کاش تو همون عالم بادکنک و تور و فشفشه و کاغذ کشی می موندیم !!!!
من از این بزرگ شدنا متنفرم.

اینم کادوی روز تولدم!!!! |