تبليغاتX
جیرجیرک بی صدا
جیرجیرک بی صدا



تقدیر

 

باید تو رو پیدا کنم شاید هنوزم دیر نیست

تو ساده دل کندی ولی .... تقدیر بی تقصیر نیست

با اینکه بی تاب منی بازم منو خط می زنی

باید تو رو پیدا کنم ... تو با خودت هم دشمنی

کی با یه جمله مثله من می تونه آرومت کنه؟!

اون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت کنه ؟!

دلگیرم از این شهر سرد این کوچه های بی عبور

وقتی به من فکر می کنی... حس می کنم از راه دور

آخر یه شب این گریه ها سوی چشام و می بره

عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی می پره

باید تو رو پیدا کنم هر روز تنها تر نشی

راضی به با من بودنت . . . حتی از این کمتر نشی

پیدات کنم حتی اگه پروازم و پرپر کنی

محکم بگیرم دستت و احساسم و باور کنی

 

جمعه 8 آذر1387  توسط هدی  |

 

 



من همان ماهی چشمان بلورین توام
هرگز برایم اشکی نریز
ماهی چشمت به آن محتاج است.


خدايا تو شاهد باش...
تو شاهد گره هاي كور و زخم هاي نمك خورده ام و
شاهد هر آنچه كه سزاوارم نيست باش


 

 

مثل ماهی
..... برگردید
تقدیر
گله ای نیست
قضاوت کنید؟؟؟
نازی
یادم تو را فراموش
تولد بازی
تابوت
خواب تو را دیدم...

 

مرداد 1388
فروردین 1388
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386

 

 

من و دل
عشق الكي
بی نام و نـشــان
فریاد خاموش
هادی و هدی
همیشه محکوم
از تو بايد مي گذشتم
به نام خالق عشق و دوستی
عاشقانه
حرفايی كه ناگفته ماند
به یادت اشک می ریزم تو اما بر نمی گردی
عاشق خاموش
جيغ بنفش
من او ندارم
او خواهد آمد ...
قالب وبلاگ

 

 

RSS 2.0

Designed By ParsTheme