تبليغاتX
جیرجیرک بی صدا
جیرجیرک بی صدا



به خودت نبال

حالا تو رویای مرده منی

حالا تو رود رفته از این دهی

حالا تو خنده شکسته منی

حالا تو دیگر در من نیستی

 و من

خیلی وقت است اشکهایم را

نخ کرده ام و دادم بدست باد

تا یکی یکی صلواتشان کند تا خدا

تو اشکهای رفته از دیدگان منی......فقط!

پس دیگر به خودت نبال

 که من

خیلی وقت است که تو را

در خودم گم و گور کرده ام.......

به خودت نبال.

من رفتم

 

یکشنبه 29 اردیبهشت1387  توسط هدی  |

 

نامرئی

عشق را هرگز بازگو مکن

عشقی که هرگز به زبان نیاید

مثل نسیمی ملایم و ساکت و نامرئی می گذرد

و همه چیز را بر سر راه خود تکان می دهد

من عشقم را به زبان آوردم

و قلبم را برای او گشودم

سردو لرزان... با ترسی مرگبار

....و او رفت....

بعدها مسافری بر سر راهش پیدا شد

سکت و نامرئی مثل باد

و او عشقش را پذیرفت

... نه ... هرگز عشقت را بازگو مکن....

پنجشنبه 26 اردیبهشت1387  توسط هدی  |

 

همه چیز تموم شد

همه چیز تموم شد

با چشم خودم دیدم

با گوش خودم شنیدم

نه از من زیبا تر بود

نه مثله من آروم

فقط مدل چشمکاش فرق می کرد

وقتی میخندنید مثله من مواظب بلند خندیدنش نبود... مستانه می خندید

وقتی باهاش حرف می زدی سرش پایین نبود... بی شرم جواب میداد

تو صداش یه عالمه ناله طنازی موج می زد

اون فقط یه چیز از من سر داشت...

((((((((لازم نیست بگم))))))))

 

با پای خودم رفتم

اونجا جایی برای گریه هام نبود

اون دلی که اینهمه واسش شکست و له شد دیگه قرونی اعتبار نداشت.

همه چیز با یه چشمک از هم پاشید

آره خودم دیدم

خودم شنیدم

همه چیز تموم شد

 

 

یکشنبه 22 اردیبهشت1387  توسط هدی  |

 

 



من همان ماهی چشمان بلورین توام
هرگز برایم اشکی نریز
ماهی چشمت به آن محتاج است.


خدايا تو شاهد باش...
تو شاهد گره هاي كور و زخم هاي نمك خورده ام و
شاهد هر آنچه كه سزاوارم نيست باش


 

 

مثل ماهی
..... برگردید
تقدیر
گله ای نیست
قضاوت کنید؟؟؟
نازی
یادم تو را فراموش
تولد بازی
تابوت
خواب تو را دیدم...

 

مرداد 1388
فروردین 1388
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386

 

 

من و دل
عشق الكي
بی نام و نـشــان
فریاد خاموش
هادی و هدی
همیشه محکوم
از تو بايد مي گذشتم
به نام خالق عشق و دوستی
عاشقانه
حرفايی كه ناگفته ماند
به یادت اشک می ریزم تو اما بر نمی گردی
عاشق خاموش
جيغ بنفش
من او ندارم
او خواهد آمد ...
قالب وبلاگ

 

 

RSS 2.0

Designed By ParsTheme