|
عشق را هرگز بازگو مکن
عشقی که هرگز به زبان نیاید
مثل نسیمی ملایم و ساکت و نامرئی می گذرد
و همه چیز را بر سر راه خود تکان می دهد
من عشقم را به زبان آوردم
و قلبم را برای او گشودم
سردو لرزان... با ترسی مرگبار
....و او رفت....
بعدها مسافری بر سر راهش پیدا شد
سکت و نامرئی مثل باد
و او عشقش را پذیرفت
... نه ... هرگز عشقت را بازگو مکن.... |